بد نامی معنی انگلیسی notoriety obloquy smear stigma واژههای انگلیسی با این معنی ill fame بد نامي، رسوايي attainder محروميت از حقوق مدني، لکه، بد نامي backbiting افترا، بهتان، بد نامي calumnies افترا، بهتان، بد نامي calumniously افترا، بهتان، بد نامي calumny افترا، بهتان، بد نامي traducement افترا، بهتان، بدنام سازي depravement تباهي، فساد، بداخلاقي stain لک، لکه، داغ