بدعهدی معنی انگلیسی disloyalty واژههای انگلیسی با این معنی faithlessly ازروي بي وفايي، ازروي بدعهدي، باعدم ايمان breach of promise نقض پيمان (عروسي)، بدقولي، بدعهدي adulteries زنا، زناي محصن يا محصنه، بيوفايي adultery زنا، زناي محصن يا محصنه، بيوفايي