برا
معنی انگلیسی
definitive fine keen
واژههای انگلیسی با این معنی
- center of lift مرکز برا
- lift axis محور برا
- lift coefficient ضريب برا
- lift curve منحني برا
- lift vector بردار برا
- lift dumper کاهنده برا
- dissymmetry of lift ناهم اندزگي برا
- lift drag ratio نسبت برا به پسا
- direct lift control کنترل مستقيم برا
- lift thrust نسبت برا به تراست
- bris جشن ?هود? برا? ختنه کردن
- wing drop افت ناگهاني برا روي يک بال
- dBASE برنامه دي بيس برا? و?را?ش د?تاب?س
- charactristic curve نموداري براي نمايش خواص نيروهاي برا و، پساي حاصل از يک ايرفويل
- ADB مخفف Apple Desktop Bus درگاه جانب? برا? اتصال تجه?زات کم سرعت مانند م?کروفون و صفحه کل?د به کامپ?وتر
- upwash حرکت هوا بطرف بالا در جلوي لبه حمله بال، مادون صوت که منجر به توليد برا ميگردد
- lift fan توربوفني که با نسبت کنارگذار زياد تنها، بمنظور افزايش نسبت برا به تراست بکاررود
- charactristics مشخصات مقدماتي يا اصلي که عبارتند از، ضريب برا ضريب پسا نسبت برا به پسا موقعيت، مرکز فشار و ضريب گشتاور براي هر زاويه
- cam بادامک، د?سک چرخان برا? تبد?ل حرکت دوران? به خط?
- bravura اظهار شجاعت و دلاوري، روحيه مطمئن وامرانه .، قطعه ي پر آب و تاب که برا
- liftjet توربوفن يا توربوجتي بسيار سبک وزني با، نسبت کنارگذر کم که تنها بمنظور افزايش، نسبت برا به تراست بکار ميرود