برادر
معنی انگلیسی
brother sibling
واژههای انگلیسی با این معنی
- brethren برادر، هم قطار، همشهري
- brother برادر، هم قطار، هم شهري
- bub برادر، رفيق
- Fra برادر
- brorher-in-law برادر زن، برادر شوهر، شوهر خواهر
- brother in-low برادر زن، برادر شوهر، شوهر خواهر
- brotherless بي برادر
- nepew پسر برادر، پسر خواهر، برادر زاده يا خواهر زاده
- nephew پسر برادر، پسر خواهر
- niece دختر برادر، دختر خواهر، برادرزاده
- cadet برادر کهتر، پسر کهتر، دانش آموز دانشکده افسري
- brother- in-law برادر شوهر، برادر زن، باجناق
- uterine brother برادر بطني
- foster-brother برادر رضاعي، برادرشيري، همشير
- foster brother برادر رضاعي
- half brother برادر ناتني
- bigbrother برادر بزرگتر، قيم، رهبر در کار يا عقيده اي.
- blood brother برادر هم خون، برادر خوانده
- full blood برادر ابويني، برادر تني
- half-blood brother برادر امي يا ابوي، برادر ناتني
- imeant his brother مقصودم برادر اوست
- cain قابيل (برادر هابيل)، آدم کش، برادر کش
- grandnephew نوه برادر يا خواهر .
- grandniece نوه برادر يا خواهر .