بردنی
معنی انگلیسی
portable
واژههای انگلیسی با این معنی
- conveyable بردني، نقل کردني، قابل حمل
- inferrable پي بردني، قابل استنباط، برامدني
- heritable ارث بردني، قابل توارث، بارث رسيدني
- hereditable ارث بردني، قابل توارث، وارثت پذير
- enjoyable لذت بردني، بهره مندشدني
- namable نام بردني، قابل ذکر
- transportable قابل حمل، بردني، قابل تبعيد
- retracttable جمع شدني، تو بردني، عقب کشيدني
- inferable قابل استنباط، پي بردني، برامدني
- inferible قابل استنباط، پي بردني، برامدني
- retractile جمع شدني، تو بردني
- applied عملي، بکار بردني، (م.ل.) بکاربرده (شده)
- inheritable قابل توارث، ميراث بردني، بارث رسيدني
- takeout عمل در آوردن يا بيرون آوردن، براي خريدن و بردن به منزل، بردني
- inferential استباطي، قابل استنباط، پي بردني
- useable (usable) قابل استفاده، مصرف کردني، بکار بردني.
- inducible وادار کردني، قابل اغوا، دلالت پذير
- inhalant فروبرنده، درگشنده، استنشاق کننده
- fathomable پيمايش پذير، پيمودني، قابل پيمايش