برزخ معنی انگلیسی Limbo purgatory resentful واژههای انگلیسی با این معنی purgatories برزخ، اعراف، جاي رنج و عذاب موقتي purgatory برزخ، اعراف، جاي رنج و عذاب موقتي isthmus برزخ، گردنه، تنگه خاکي intermediate world عالم برزخ isth مخفف: برزخ، تنگه، تنگراه Megara برزخ مگارا polytropic تحويل برزخ lethean وابسته به نهر فراموشي برزخ، نسيان اور. limbo کنار دوزخ، برزخ، اعراف pithecanthrope انسان ميموني، برزخ ميان انسان و ميمون neck necessity گردن، گردنه، برزخ pissed دلخور، رنجيده، ناخشنود