برزگر معنی انگلیسی farmer واژههای انگلیسی با این معنی farmer برزگر، زراعت کار، رعيت farmeress زن برزگر، زن زارع farmerette زن برزگر، زن زارع. breastplough خيشي که برزگر با سينه جلو ميبرد yokel روستايي (نادان و بي دست و پا)، برزگر، دهاتي sower کشت کار، برزگر، بذر کار farm-house خانه رعيتي، خانه برزگر husbandman کشاورز، کشتکار، برزگر hay seed تخم علف، علف دانه، برزگر.