برشته معنی انگلیسی crisp crispy roast واژههای انگلیسی با این معنی parch برشته کردن، بريان کردن، نيم سوز کردن torrefaction برشته سازي، خشک سازي toast تيکه ناني که درجلواتش برشته کنند، نان برشته، کسيکه بسلامتي او مينوشند crouton ورقه نازک نان برشته يا سرخ شده . rusk نان برشته اي که از مغز نان تازه درست کنند، کماج دو آتشه torrefy خشک کردن، برشته کردن، بودادن parched corn گندم بريان، گندم برشته brown قهوه اي، خرمايي، سرخ کردن