برطرف سازی معنی انگلیسی dissipation obviation واژههای انگلیسی با این معنی resolving برطرف سازي، رفع. staphylorrhaphy برطرف سازي شکاف کام، کام دوزي elimination رفع، برطرف سازي، دفع removal برداشت، برداشتن، عزل