برق دادن معنی انگلیسی electrify واژههای انگلیسی با این معنی spark اخگر، جرقه، برق warm boot فرآيند فريب دادن کامپيوتر با اين تفکر که، برق آن با وجود روشن بودن خاموش شده است، راه اندازي گرم cut out جدا کردن در اثر بريدن، کندن، برش دادن hot-press آهار زدن، برق انداختن، جلا دادن gloss جلا، برق، تابش sparkle برق زدن، تلئلئوداشتن، جرقه دادن scintillate جرقه دادن، برق زدن