برنامه ریزی نشده معنی انگلیسی unplanned واژههای انگلیسی با این معنی nonprogrammed halt توقف برنامه ريزي نشده . unintended saving پس انداز برنامه ريزي نشده، پس انداز پيش بيني نشده unintended investment سرمايه گذاري برنامه ريزي نشده، سرمايه گذاري پيش بيني نشده