برهنگی معنی انگلیسی nakedness nudity واژههای انگلیسی با این معنی nakedness برهنگي، لختي، بي پوششي bareness برهنگي، سادگي، بي ارايشي nudity برهنگي، لختي، چيز برهنه nudeness برهنگي، لختي nudist برهنگي گراي، طرفدار برهنگي. striptease رقص همراه با برهنگي تدريجي رقاصه . denudation برهنه سازي، برهنگي leaflessnes بي برگي، برهنگي nudism عريان گري، پيروي از عقايد جماعت برهنگان، برهنگي.