برگردانی معنی انگلیسی conversion واژههای انگلیسی با این معنی inversion برگرداني، وارونه سازي، قلب regurgitation برگرداني، برگشت، بالا امدن غذاي هضم نشده conversion برگرداني، وارونه سازي، برگشت eversion برگرداني، برگرداندن، واژگوني ياواژگون سازي reversible برگرداني، پشت رو کردني avertible برگرداني، قابل دفع hyperbaton برگرداني، قلب image inversion برگرداني تصوير restoration رد، برگرداني، پس دهي reverberation انعکاس، برگشت، پيچش صدا return باز گشت، برگشت، مراجعت