برگشت معنی انگلیسی inflection reference return reversal reversion turnabout واژههای انگلیسی با این معنی reversion برگشت، رجوع، برگشت ملکي به بخشنده آن retrogression برگشت، پس روي، انحطاط turn over برگشت، برگشتگي، واژگون شدگي turn-over برگشت، آن قسمت از سرمايه، که در کسب برميگردد retrogradation برگشت، حرکت، قهقرايي recrudescence برگشت، عود، ظهور مجدد retrocession برگشت، عقب نشيني، واگذاري مجد د deviation برگشت، انحراف، گمراهي retrocedence برگشت، عقب نشيني، پس نشيني regression برگشت، عود، سير قهقرائي recrudesce برگشت، عود، ظهور مجدد reoccur برگشت، عود، ظهور مجدد retrorse برگشت، وارونه، واژگون recurrenge برگشت، عود، وقوع مکرر. irrevocable بي برگشت، برنگشتني، غير قابل برگشت back water برگشت آب return line خط برگشت grid return سيم برگشت linear regression برگشت خطي return conductor سيم برگشت return wire سيم برگشت turnaround form شکل برگشت downward travel ضربه برگشت، ضربه رو به پايين recurrence interval زمان برگشت، دوره تناوب