بزغاله معنی انگلیسی kid واژههای انگلیسی با این معنی kid بزغاله، بچه بز کوهي، گوشت بزغاله kid leather چرم بزغاله، پوست بزغاله، تيماج kidskin چرم بزغاله، شورو، جير kid-leather چرم بزغاله، تيماج، پوست بزغاله yeanling بره يا بزغاله تازه زاييده capricorn جدي، بزغاله، بزج جدي capricorni جدي، بزغاله، رتيس capricornus جدي، بزغاله، رتيس kid skin تيماج، پوست بزغاله، شورو kid-skin تيماج، پوست بزغاله yean (بره) زاييدن، (بزغاله) زاييدن