بسط
معنی انگلیسی
extension subtlety
واژههای انگلیسی با این معنی
- amplification بسط، افزايش، توسعه
- recent development بسط تازه، بسط جديد، ظهور تازه
- expandable بسط پذير، قابل انبساط.
- exepandable بسط پذير، قابل توسعه
- broadness بسط معني
- amplifier بسط دهنده، افزاينده، توسعه دهنده
- hold out بسط يافتن، حاکي بودن از، خودداري کردن از.
- expanded بسط يافته، مبسوط، منبسط شده .
- expander بسط دهنده، منبسط کننده .
- ampliative بسط دهنده
- secondary elaboration بسط ثانوي
- laplace expansion بسط لاپلاس
- stretchability قابليت بسط.
- stretchable بسط يافتني.
- elaborated code رمز بسط يافته
- taylor series expansion بسط سري تيلور
- binomial expansion بسط دو جمله اي
- evolute بسط منحني مسطح
- macro expansion بسط درشت دستور.
- dynamic expander بسط دهنده ديناميکي
- expansion rule قاعده بسط (در رياضي)
- computer augmented learning بسط آموزش به کمک کامپيوتر
- manifest destiny لوازم قهري بسط وتوسعه نژادي، سرنوشت ملي.
- coextensive باهم دريک زمان ويک مکان بسط يافته، هم حدود وثغور.