بسیار ریز معنی انگلیسی atomic infinitesimal microscopic واژههای انگلیسی با این معنی micropyle روزنه ياسوراخ بسيار ريز وخرد، سفت. microminiature وابسته به يا داراي اجزاي بسيار ريز، الکترونيکي، ريز مينياتوري micronic بصورت بسيار ريز و در حدود واحد ميکرون microminiaturize به اجزاي الکترونيکي بسيار ريز مجهز کردن، ريز مينياتوري کردن ripplet آبلرز کوچک، موج بسيار ريز، آب چروک ramentum تراشه، قسمت يا جزء بسيار ريز. particulate بصورت ذره، داراي ذرات ريز.، ذره ي بسيار کوچک