بسیار کوچک معنی انگلیسی fine fractional hairbreadth infinitesimal mini- minuscule tiny واژههای انگلیسی با این معنی subcompact بسيار کوچک xs مخفف: بسيار کوچک minibike موتور سيکلت بسيار کوچک، ميني با يک cache memory يک حافظه کوچک و بسيار سريع که مخصوص، ذخيره موقت اطلاعات مي باشد، حافظه پنهان aluminum paste تکه هاي بسيار کوچک آلومينيوم که مانع، برخورد اشعه ماوراء بنفش خورشيد به سطح، جسم ميشوند subminiaturize به صورت بسيار کوچک در آوردن يا ساختن، بسرريزه کردن particulate بصورت ذره، داراي ذرات ريز.، ذره ي بسيار کوچک ultramicroscopic وابسته به فراريز نما، وابسته به ميکروسکپهاي بسيار دقيق، فراريزه dial gage دستگاه اندازه گيري تغيير بعدهاي بسيار، کوچک ripplet آبلرز کوچک، موج بسيار ريز، آب چروک very little بسيار کم، خيلي کم (يا کوچک)