بقچه معنی انگلیسی bundle pack package truss bale واژههای انگلیسی با این معنی bindle بقچه windsor tie کراوات گره بزرگ و بقچه اي. woolshed محل چيدن پشم گوسفندان و بقچه ي پشم pack کوله، بقچه، دست fardel دسته، بقچه، دسته کردن heinie کپل، بقچه بندي، کون fanny کپل، بقچه بندي prat کپل، بقچه بندي woolpack کيسه ي پشم، گوني پشم، بقچه bagful يک کيسه، يک بسته، يک بقچه .