fardel
معنی فارسی
دسته بقچه دسته کردن بسته کردن پيچيدن
معنی کامل و مثالها
/färd´'l/n.
● (از ریشهی عربی ـ قدیمی)
● بستهی بار یا هیزم
● بدبختی، بار مشقت
تعریف انگلیسی
noun
- a burden (figuratively in the form of a bundle)
مترادفها
noun
1. Bundle, pack, burden, load.
2. Trouble, annoyance, ill, burden.