بمباران کردن معنی انگلیسی bomb bombard واژههای انگلیسی با این معنی bombard بمباران کردن، بتوپ بستن dive bombing بمباران کردن در حالت شيرجه bombing بمباران، بمباران کردن، گلوله باران کردن bomb بمب، نارنجک، بمباران کردن prang حمله با هواپيماي بمب افکن، تصادم، سخت بمباران کردن