بنا کردن معنی انگلیسی build construct fabricate fabrication واژههای انگلیسی با این معنی jerry build بنا سازي کردن، سرهم بندي کردن، با مصالح ارزان ساختمان کردن. rebuilding از نو بنا کردن، نوسازي کردن erectable قابل راست کردن يا بنا کردن upbuild ساختن، بنا کردن. edified تهذيب کردن، اخلاق آموختن، سود معنوي edifier تهذيب کردن، اخلاق آموختن، سود معنوي edifies تهذيب کردن، اخلاق آموختن، سود معنوي edify تهذيب کردن، اخلاق آموختن، سود معنوي remodel بازسازي کردن، تعمير کردن، نوسازي کردن