upbuild معنی فارسی ساختن بنا کردن. معنی کامل و مثالها /up bild´/vt.● ساختن، بنا کردن، بر پاسازی واژههای دیگر با معنی «ساختن» make ساختن، درست کردن، حساب کردن compose ساختن، درست کردن، ترکيب کردن manufacture ساختن، درست کردن، عمل آوردن build ساختن، بناکردن، درست کردن confect ساختن، شيريني، ترکيب construct ساختن، بناکردن، ترکيب کردن bulid ساختن، طرح کردن، بنيان گذاردن fabricate ساختن، درست کردن، جعل کردن dree ساختن با، تحمل کردن prefabricate پيس ساختن، پيش ساخته، پيش سازي شده .