بندر
معنی انگلیسی
haven port
واژههای انگلیسی با این معنی
- port بندر، لنگرگاه، بندرگاه
- seaport بندر، شهر لب دريا
- cril سد بندر، مانع دهانه بندر (دريايي)
- Kerch بندر کرچ، تنگه ي کرچ
- Davao بندر داو
- Jidda بندر جده
- outer harbor پيش بندر
- bordeaux بندر بردو، ناحيه ي اطراف شهر بردو که در شرابسازي، شهرت دارد
- aport روبه بندر، بسوي بندر، (در کشتي) بطرف چپ کشتي
- terminal port بندر مقصد، بندر بارانداز، آخرين بندر حرکت
- harbour dues حقوق بندر، حقوق اسکله، حقوق لنگراندازي
- destination port بندر مقصد، بندر تحويل کالا
- wharfmaster رئيس بندر، رئيس اسکله .
- Basra بندر بصره
- Bremen بندر برمن
- harbour master رئيس بندر
- Jaffna بندر جفنا
- Kobe بندر کوبه
- minor port بندر کوچک
- Odessa بندر ادسا
- port of destination بندر مقصد
- Recife بندر رسيف
- registered port بندر مشخص
- Sochi بندر سوشي