بنه
معنی انگلیسی
luggage
واژههای انگلیسی با این معنی
- baggage بنه، بته سفر، جامه دان
- travelling outfit بنه سفر، لوازم سفر
- luggage بنه سفر، جامه دان
- mastic shrub درخت بنه، درخت چاتلنغوش.
- unit train بنه يکان، بنه آماد يکان
- combat trains بنه رزمي
- trains area منطقه بنه، منطقه بنه رزمي يکان
- ammunition trains بنه مهمات
- mobile equipment pool بنه متحرک افزارهاي ويژه در سطح گروهان و، گردان و دسته
- bat-allowance فوق العاده افسران بابت حمل ونقل بنه سفر
- bat-money فوق العاده افسران بابت حمل ونقل بنه سفر
- outside porter باربري که بنه مسافران را از ايستگاه راه آهن، بيرون ميبرد
- terebinth درخت سقز، بنه، پسته کوهي
- impedimenta چيزهاي دست و پا گير، بنه سفر، موانع
- equipage اسباب ولوازم، بنه سفر، خدم
- needments لوازم، بنه سفر، ضروريات
- land tail باقيمانده زميني يکان، بنه زميني، (قسمتي از يکان هوارو يا هوابرد که از
- sea tail دنباله دريايي يکانهاي هوارو، بنه دريايي، يکانهاي هوارو که با کشتي حمل مي شود
- traps نردبان قابل حمل، اسباب، بنه