بنگاه معنی انگلیسی agency corporation establishment parlor parlour واژههای انگلیسی با این معنی institution بنگاه، موسسه، برقرار سازي institutionally بنگاه، موسسه، برقرار سازي institute بنگاه علمي، بنگاه پيشه و هنر، بنگاه خيريه mont de piete بنگاه رهني industrial concern بنگاه صنعتي competitive firm بنگاه رقابتي pawnshop بنگاه گروستاني، بنگاه رهني، دکان وام دهي business enterprise بنگاه بازرگاني، بنگاه تجاري exchange service بنگاه معاوضه . hydropath establishment بنگاه آب درماني، بيمارستاني که ناخوشيها را در آنجا با آب، درمان مي کنند hydrotherapeutic بنگاه آب درماني، بيمارستاني که ناخوشيها را در آنجا با آب، درمان مي کنند pious foundations بنگاه هاي خيريه، اوقاف nonprofit firm بنگاه غير انتفاعي، موسسه غير انتفاعي representative firm بنگاه توليدي نمونه real estate agency بنگاه معاملات املاک techincal and scientifici بنگاه هاي علمي و فني reform school بنگاه تهذيب مجرمين جوان industrialize داراي بنگاه هاي صنعتي کردن، صنعتي کردن nbc مخفف: بنگاه سخن پراکني ملي institutionalize در موسسه يا بنگاه قرار دادن، در بيمارستان بستري کردن، تبديل به موسسه کردن REIT بنگاه سرمايه گذاري در املاک CBC مخفف: بنگاه سخن پراکني کانادا two input firm بنگاه توليدي باد و عامل توليد open shop بنگاه داراي سيستم استخدام آزاد