به جز معنی انگلیسی barring beside but except other saving unless واژههای انگلیسی با این معنی calque زبان و ترجمه - واژه اي که از ترجمه ي جز به جز، واژه ي خارجي درست شده باشد CMYK يک مدل رنگي شبيه CMY که جز سياه را به فيروزه اي، ارغواني و زرد ميافزايد تا سياههاي غليظ تري حاصل گردد.، نيز نگاه کنيد به . CMY exc مخفف: جز، به جز، سواي cost plus contracts قرارداد راس المالي، قسمتي از کالا را که به سفارش کسي ساخته، مي شود و هنوز عملا " ساخته نشده man-trap تله آدم گير، در CL بکار بردن آن جز در فاصله غروب تا، طلوع خورشيد و به منظور جلوگيري از ورود diagonal matrix ماتريس قطري، ماتريسي که همه اجزاي آن به، جز اجزاي قطر اصلي صفر باشد praetorial متعلق به گارد ويژه، سربازي که جز گارد ويژه است