به راست راست
معنی انگلیسی
turnabout
واژههای انگلیسی با این معنی
- turnabout به راست راست، چرخش به يک طرف، برگشت
- right face به راست راست
- rightward به طرف راست، راستسوي، راستگرد
- right incline ميل به راست
- clockwise rotation گردش به راست
- sinistrodextral از چپ به راست، چپ راست
- right oblique march ميل به راست رو
- antistrophe حرکت از چپ به راست، دسته ي خوانندگان در پاسخ به دسته اي که قبلا، از سمت
- rightward shift انتقال به طرف راست
- rectal وابسته به روده راست
- schuss حرکت سر راست به پايين، شوس، شوس کردن
- right shift تغيير مکان به سمت راست
- rectocele فتق راست روده به درون مهبل
- orthostatic وابسته به راست ايستادن يا راست بودن، راست ايست، راست ايستانه
- fishtail wind بادي که مداوما به چپ و راست يا جلو و، عقب تغيير جهت مي دهد، باد مواج
- continue port/starboard چرخش به سمت چپ يا راست را ادامه دهيد، (رهگيري هوايي)
- derrick lift کشيدن وزنه به روي سينه با پاهاي راست
- slow gait چهارنعل کوتاه با حرکت اسب به چپ و راست
- outside pass رد کردن چوب امدادي بادست چپ به دست راست، يار
- half face نيمرخ، نيم به راست راست يا نيم به چپ چپ
- Mongolian مغولي، وابسته به نژاد زرد پوست و راست مو، مغول
- R.Sc.P. = rigth scapulo posterior، وضعيت جنين به شکل کتفي - خلفي راست، يا کتفي -
- R.O.P. = right occipito posterior، وضعيت جنين به شکل پس سري عقبي راست.
- R.O.A. = Right occipito-anterior، وضعيت جنين به شکل پس سري جلوئي راست.