به سرعت
معنی انگلیسی
apace double-quick quick quickly rapidly speedily swiftly
واژههای انگلیسی با این معنی
- mach hold بستن سرعت ماخ به هواپيما، بستن سرعت لازم به هواپيما به طور خودکار
- declared speed سرعت اعلام شده به ناوگان، سرعت استاندارد ناوگان
- subito به سرعت و به طور ناگهاني، ناگهان و تند
- fast moving stock کالايي که به سرعت فروخته ميشود، موجودي که به سرعت کاهش مي يابد
- inflow ratio نسبت سرعت واقعي رتورکرافت به سرعت، محيطي نوک تيغه ها
- calando با سرعت و صدايي که به تدريج کم شود
- rod float تعيين سرعت آب در کانال به طريقه جسم، شناور
- expedite rule مقررات سرعت بخشيدن به بازي پينگ پنگ
- diesel ramjet موتور رم جت که سرعت آن به حدي است که، گرماي حاصل از تراکم هواي داخل آن براي، احتراق سوخت کافي است
- tachy- پيشوندي است به معني ((سريع)) ((سرعت))، که به کلمات ديگر ميچسبد.
- arpeggio نواختن نتهاي آهنگ به سرعت و پشت سر هم، آهنگ آرپژو
- velocity of approach سرعت متوسط آب هنگام رسيدن به تاج سرريز، يا سد
- orbital injection دادن سرعت لازم براي چرخش دور يک مدار به، سفينه فضايي
- mach trim compensator دستگاه تنظيم حداکثر سرعت هواپيما به طور، خودکار
- ADB مخفف Apple Desktop Bus درگاه جانب? برا? اتصال تجه?زات کم سرعت مانند م?کروفون و صفحه کل?د به کامپ?وتر
- fleety زود، به سرعت
- sonic صوتي، مربوط به صوت يا سرعت صوت
- layer depth عمق لايه اول آب دريا (دريايي) که در آن، سرعت صوت به حداکثر مي رسد
- shut off بهم زدن نقشه حريف، کاستن سرعت پيش از رسيدن به پيچ
- chocked nozzle خروجي موتور جت که سرعت جريان گازهاي، خروجي در آن به سرعت صوت رسيده است
- machine number عدد سرعت هواپيما، عدد نسبت سرعت هواپيما به سرعت صوت
- hung start شرايطي در استارت توربينهاي گاز که در آن، احتراق صورت ميگيرد ولي موتور به سرعت، خودکفايي نميرسد
- constant-displacement pump پمپي با خروجي ثابت که در هر دور گردش، مقدار ثابتي سيال جابجا ميکند و مقدار، جريان تنها بستگي به سرعت گردش آن دارد
- accelerator winding سيم پيچي سري که در تنظيم کننده هاي ولتا، از نوع نوسان ساز با باز شدن دو سر پلاتين، ميدان مغناطيسي را به سرعت کاهش ميدهد و