به سود معنی انگلیسی for with واژههای انگلیسی با این معنی wage profit ratio نسبت دستمزد به سود profit maximization به حداکثر رسانيدن سود cost-plus contract قرارداد براساس قيمت تمام شده به اضافه، درصدي به عنوان سود nonparticipating شرکت نکننده، ناپيوستار، ناانباز confession and avoidance اقرار مقيد، به اين معني که مقر، مورد ادعا يا S. -1 نشانه شيميائي (sulfur) به معني گوگرد.، -2 مخفف کلمات زير است:، نصف gainer به دست آورنده، برنده، سود برنده profit centre مرکز سود، واحد دخل و خرج کننده، قسمتي trade restrictions تضييقات تجارتي، جلوگيري از ورود کالاهاي خارجي به کشور، است از طريق وضع قوانين گمرکي و سود capitalized expense هزينه اي که علاوه بر به حساب آمدن در، حساب سود و زيان، در ضمن اصل دارايي salt away (down salt)(گوشت وغيره را)نمک سود کردن، نمک زدن به (براي حفظ گوشت وغيره)، اندوختن. deferred dividened سود اعلام شده و قابل پرداخت در تاريخ، معين، سودي که پرداخت آن مشروط به شرطي باشد salt down (گوشت وغيره را)نمک سود کردن، نمک زدن به (براي حفظ گوشت وغيره)، اندوختن.