به غلط معنی انگلیسی amiss ill wrongly واژههای انگلیسی با این معنی misally به طور ناجور يا غلط فرونشاندن يا، تسکين دادن malapportion به طور غلط يا غير منصفانه تخصيص دادن، بد سهميه بندي کردن malaprop کسيکه واژه ها را اشتباه بکار ميبرد.، وابسته به کاربرد غلط واژه ها، گنده پران arrest of judgment سرباز زدن قاضي از صدور حکم پس از اعلام، نظر هيات منصفه به علت مطالبي که در، مدارک ارائه شده به نظر رسيده و آنهارا LED printer [چاپگر LED]، شکل خلاصه شده light-emitting diode printer، يک نوع misjudge داروي کردن، داشتن نسبت به، بد داوري کردن misjudgment داروي کردن، داشتن نسبت به، بد داوري کردن