به میزان
معنی انگلیسی
at
واژههای انگلیسی با این معنی
- tinily به ميزان بسيار کم، اندکي، اندک
- par of exchange ميزان تبديل به ارز
- admision rate ميزان اعزام به بهداري، نواخت ساليانه اعزام به بهداري
- lapseratc ميزان بارندگي به نسبت بلندي ها
- optometric وابسته به ميزان ديد و عينک سازي.
- stereocomparagraph دستگاه رسم خطوط ميزان منحني به طريقه، استريوسکوپي
- gradient circuit مدار حساس به تغيير ميزان قدرت مکانيسم، عامل انفجار، مدار حساس به تغيير قدرت چاشني مين
- recharge rate ميزان نفوذ آب به سفره در تغذيه مصنوعي
- bottoming reamer وسيله اي براي ميزان و بزرگ ردن سوراخ به، اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
- bond albedo نسبت ميزان نور بازتابش شده به ميزان نور، برخوردکرده
- system follow up ارزيابي و بررسي مستمر سيستم جديد نصب شده، به منظور مشاهده ميزان عملکرد آن طبق طرح
- B.S.R. = blood sedimentation rate، ميزان سديمانتاسيون خون (به ESR مراجعه فرمائيد)
- nth در مرحله چند، در مرتبه بيشمار.، به مقدار n
- PCI local bus [گذر گاه محلي bus]، شکل خلاصه Peripheral Component Interconnect، local bus
- FDDI سرنام عبارت " "Fiber Distributed Data Interface، استانداردي است که ANSI (انستيتو استانداردهاي ملي، امريکا) براي شبکه هاي محلي فيبر نوري ارائه داده است.
- kopfring حلقه فلزي است که به دماغه بمب براي کم، کردن ميزان نفوذ آن در آب يا خاک وصل، مي شود
- U. -1 مخفف (unit) به معني واحد، يکه، ميزان.
- photographic dosimetry روش اندازه گيري ميزان دوز اتمي جذب شده، به وسيله افراد از روي عکس بدن آنها
- sexed وابسته به يا داراي جنسيت مشخص، مادگيدار، نرگيدار