به نام
معنی انگلیسی
y-clept yclept
واژههای انگلیسی با این معنی
- hight به نام، به اسم
- echoism نام گذاري به تقليدصدا، تسميه تقليدي
- intitule نام دادن (به) لقب دادن به، اهدا کردن، نسبت دادن
- dbcp مخفف: نام حشره کشي به فرمول، CH2BrCHBrCH2Cl
- onomatopoeia نام گذاري به تقليدصداتسميه تقليدي، نام ياواژه اي که ازتقليدصدادرست شده
- onomatopoetic نام گذاري به تقليدصداتسميه تقليدي، نام ياواژه اي که ازتقليدصدادرست شده
- onomatopoetically نام گذاري به تقليدصداتسميه تقليدي، نام ياواژه اي که ازتقليدصدادرست شده
- lpt در DOS نام دستگاهي است که به يکي از، درگاههاي موازي مربوط مي گردد و چاپگرهاي، موازي مي توانند به آن متصل شوند
- ghostwriter کسي که به نام شخص ديگري کتاب يا مقاله، مينويسد، کسي که در مقابل دريافت پول
- chlordiazepoxide نام مسکني به فرمول C16H14ClN3O که بيم، و دلواپسي را فروکش ميدهد
- brand switching تغيير مصرف از يک نام به نام تجارتي ديگر
- printnow letter.doc DOS يا OS/2 به جاي علامت %1 نام فايلي را، که تايپ شده است قرار مي دهد و DOC .LETTER، را روي چاپگر چاپ مي کند
- Adrian نام يگانه پاپ انگليسي به نام آدريان چهارم
- Oto-microscope نام تجارتي نوعي ميکروسکوپ جراحي که به منظور بهتر، ديدن ميدان عمل جراحي در هنگام اعمال جراحي مورد، استفاده قرار مي گيرد.
- ylang-ylang درختي است در جزاير مالايا به نام گياه کانانگاادوراتا که، از گلهاي آن روغن فرار خوشبوئي به دست مي آيد.
- DAT مخفف Dynamic Address Translation به معن? ترجمه د?نام?ک آدرس
- toponymic وابسته به مکان نامي، وابسته به نام يک محل يا منطقه، گونه نامي
- endorsee ذينفع، کسي که چک يا هر سند ديگري به نام، او پشت نويسي شده است
- coccidioidomycosis بيماري عفوني انسان و جانور که توسط قارچي، به نام لاتين Coccidioides immitis، توليد ميشود
- eleusinian وابسته به شهر الوسيس: Eleusis، وابسته به مراسم مذهبي به نام mysteries، Eleusinian که هر ساله به افتخار
- bugseed گياهان گسترنده و شاخه آور، به نام لاتين Corispermum hyssopifolium از، خانواده ي
- hammer-head سرچکش، نام برخي مرغان وماکيان که سرشان ماننداست به، چکش
- USAN = United States Adopted Name، نام غير رسمي هر نوع دارو که به وسيله شرکت سازنده آن، و موسسه اي به نام (USNA Council) به داروئي داده
- radio- پيشوندي است به معناني > پرتو گستري> < تشعشع<، > راديوم> < زند اعلائي < که بکلمات ديگر ميچسبد اين، پيشوند وقتي به اول نام يک عنصر شيميائي بچسبد نام