به هدف
معنی انگلیسی
home
واژههای انگلیسی با این معنی
- undershoot به زير هدف زدن، به هدف نرسيدن، پيش از باند فرودگاه فرودآمدن
- perfect end همه تيرها به هدف
- homing به سوي خانه يا هدف، عازم منزل، به طرف سرمنزل
- hanging arrow تير آويزان شده به هدف
- vectored attacks تک هدايت شده هواپيما به هدف، تک غير مستقيم هواپيما به هدف با استفاده، از هدايت يک يکان زميني مستقر دراطراف هدف
- q correction تصحيحات مربوط به هدف يا جاي هدف، (دريايي)
- collimating sight دوربين نشانه روي لوله توپ به هدف، دوربين منطبق کننده لوله و هدف
- radar mile زمان لازم براي رسيدن امواج به هدف
- clout shooting تيراندازي به هدف بزرگ از مسافت 120، تا 180 متري با تير و کمان
- shot group گروه گلوله هايي که نزديک هم به هدف، خورده باشند
- overlap tell رله اطلاعات مربوط به هدف يا دشمن به، ايستگاههاي مجاور، پوشش رله اطلاعات
- divided fire زير آتش گرفتن چند هدف به طور همزمان، تير پراکنده، آتش پراکنده
- greenie ضربه در آغاز هر بخش با رسيدن به هدف
- target date زمان حمله به هدف يا تاريخ حمله به هدف
- location audit تصديق دقت تعيين محل هدف به وسيله رادار، تصديق محل سکني پرسنل يامحل اجناس درانبار
- offset bombing روش بمباراني که در آن به جاي هدف از يک، نقطه نشاني استفاده مي شود
- steady on لوله توپ را به آهستگي تا روي هدف بياوريد، (در فرامن آتش تانک)، آهسته به سمت هدف
- pin bowler بازيگري که مرتبا به ميله بولينگ هدف گيري، مي کند
- target indications عناصر هدف (دريايي)، اطلاعات مربوط به هدف
- asdic دستگاه سونار، رادار کشف هدف به وسيله، پخش امواج صوتي در زير آب
- limited objective هدف محدود، هدف نزديک به جبهه دشمن
- clock code position سمت روبروي دماغه هواپيما يا کشتي، هدف رو به دماغه هواپيما
- distance angle زاويه مربوط به برد سلاح، زاويه مربوط به مسافت هدف
- forward chaining روش استدلال مبتني بر وقايع که از شرايط، شناخته شده به هدف مطلوب مي رسد، زنجيره پيشرو