به پهلو
معنی انگلیسی
broadside
واژههای انگلیسی با این معنی
- sideswipe پهلو زدن به، برخورد کردن به پهلوي چيزي.، تصادف يا ضربه ي از پهلو
- side BY side پهلو به پهلو
- lateral flexion خم شدن به پهلو
- galncing collision برخورد پهلو به پهلو
- yoko geri ضربه به پهلو (کاراته)
- sidearm با حرکت دست از پهلو به جلو
- rollover غلطيدن روي يا غلطيدن به پهلو، چپ شدن خودرو يا وسيله
- chinese landing پهلو گرفتن به سبک چيني (دريايي)
- yoma tsuki ضربه با دو دست به پهلو (کاراته)
- line abreast کشتي هايي که پهلو به پهلو ميروند
- collateral پهلويي، پهلو به پهلو
- abreast برابر، پهلو به پهلو
- make leeway حرکت پهلويي کردن، به پهلو حرکت کردن
- along side در پهلو، در کنار (کشتي)، پهلو به پهلوي
- boatel کشتي بزرگ مسافربري که پهلو گرفته و از آن، به عنوان هتل استفاده ميکنند .، هتل ساحلي داراي حوضچه براي پهلوگيري
- stockli استاکلي، حرکت روي خرک از انتها به وسط، يا بعکس با دايره زدن ژيمناست از پهلو