به کار بردن معنی انگلیسی apply employ ply use utilize واژههای انگلیسی با این معنی bowing روش به کار بردن آرشه logography به کار بردن لوگو تيپ heparinize هپارين زدن يا به کار بردن iotacism به کار بردن بيش از حد حرف آيوتا، تبديل واکه ها به صداي آيوتا tonguing به کار بردن زبان در زدن سازهاي بادي، زبانزني stickwork مهارت در به کار بردن چوگان با چوب طبل و، غيره hommage بزرگداشت هنرمند از راه به کار بردن برخي از، ويژگيهاي آثار او، تقليدتجليل آميز apostrophize گريز زدن، صنعت گريز به کار بردن، خطاب کردن به شکل گريز longe افسار دراز، به کار بردن افسار دراز، اسب را آموزش دادن action deferred تامل در عمليات، تامل در به کار بردن جنگ افزار overuse استعمال مفرط.، بيش از حد به کار بردن يا مصرف کردن analogize قياس کردن، مطابقه کردن، قياس به کار بردن gallet تراشه ي سنگ، سنگريزه، سنگريزه به کار بردن yahwism يهوه پرستي، خداپرستي، به کار بردن واژه ي (براي خدا archaize به سبک قديمي در آوردن، کهنه نما کردن، واژه يا سبک قديمي به کار بردن vocalize با صدا ادا کردن، تلفظ کردن، تشکيل دادن (صدا) مانند صدا به کار بردن solfeggio نت خواني، سولفش خواني.، به کار بردن هجاهاي " "sol-fa در خواندن سرود parlay مبلغ اصلي به علاوه ي مبالغ برده را يکجا شرط، بندي کردن، شرط بندي يکجا