به کلی معنی انگلیسی all diametrical flat totally wholesale واژههای انگلیسی با این معنی topsecret به کلي سري، طبقه بندي به کلي سري top secret به کلي سري teetotaller کسي که به کلي از خوردن نوشابه الکلي پرهيز، داشته باشد data aggregate متراکم سازي داده ها، داده هاي متراکم، مجموعه اي از اقلام داده درون يک رکورد که vol. = volume، حجم.، حجم خون IDE سرنام عبارت " "Integrated Device Electronics، يک رابط، ديسک گردان است که در آن بخشهاي کنترلي الکترونيکي ramdac با تلفظ ((رم دک))، سرنام عبارت "random access memory، " digital-to-analog converter (به مفهوم مبدل رقمي به versailles treaty پيمان ورساي، پيماني که در پايان جنگ جهاني اول به سال، 1919 در کاخ ورساي واقع در پاريس منعقد و speaking with prosecutor توافق باشاکي، در جرايم عليه افراد که از نوع جنحه باشد، دادگاه به متهم اجازه مي دهد که پيش از FAQ [سوالات متداول]، مخفف عبارت Frequently Asked Questions و به معناي، پرسش و پاسخ درباره يک موضوع کلي است. common nuisance اضرار عمومي، منظور عملي است که باعث اضرار جامعه به، طور کلي شود و تاثير آن متوجه فرد خاص generalist کسي که به جاي تخصص در يک رشته در چند، زمينه معلومات کلي دارد، داراي معلومات generalize عموميت دادن (به)، عمومي کردن، تحت قانون کلي دراوردن quantity allowance تخفيف کلي، تخفيفي که به خريد عمده، تعلق ميگيرد