بهادار
معنی انگلیسی
expensive
واژههای انگلیسی با این معنی
- priced بهادار، نرخ دار، پولي
- semiprecious نيمه بهادار، نيمه گرانبها
- negotiable papers اوراق بهادار، اوراق قابل انتقال
- valuable goods اشياء بهادار، اشياء باارزش
- valuables چيزهاي بهادار، اسباب
- assumed portfolio اوراق بهادار مفروض
- government securities اوراق بهادار دولتي
- securities department اداره اوراق بهادار
- securities market بازار اوراق بهادار
- security market بازار اوراق بهادار
- bearer securities اوراق بهادار بي نام
- registered securities اوراق بهادار با نام
- mercantile papers اوراق بهادار بازرگاني
- ceded portfolio اوراق بهادار واگذار شده
- marketable securities اوراق بهادار قابل معامله
- transferable securities اوراق بهادار قابل انتقال
- stockbrokerage دلالي بورس واوراق بهادار.
- transfer of portfolio انتقال موجودي اوراق بهادار
- portfolio entry قلم متعلق به موجودي اوراق بهادار
- re-issuable notes اوراق بهادار در وجه حامل که پس از يک، بار پرداخت دوباره قابل استفاده هستند
- stockbroking (stockbrokerage) دلا لي بورس واوراق بهادار.
- treasury bonds اسناد خزانه، اوراق بهادار خزانه
- government stock سهام دولت، اوراق بهادار دولتي
- estimable سزاوارقدرداني، لايق احترام، بهادار