بهداشتی معنی انگلیسی healthful hygienic sanitary therapeutic واژههای انگلیسی با این معنی sanitary بهداشتي، صحي hygienic بهداشتي. sanitary napkin نوار بهداشتي، دستمال کاغذ ضدعفوني مخصوص قاعدگي، زنان. health services خدمات بهداشتي، خدمات بهداري، قسمتهاي بهداري health policy سياست بهداشتي sanitary ware لوازم بهداشتي medical regulator تنظيم کننده امور بهداشتي، مدير امور بهداشتي drg جدول پرداخت هزينه هاي بهداشتي sanitarian صحي، بهداشتي، کسيکه درکارهاي بهداشتي تخصص sanitize مطابق اصول بهداشت کردن، از روي اصول بهداشتي عمل کردن. NICHHD = National Institute of Child Health and Human Development، موسسه ملي بهداشتي کودک و تکامل انسان. medical records پرونده هاي بهداري، پرونده پزشکي، مدارک بهداشتي