بهر
معنی انگلیسی
for part portion ratio
واژههای انگلیسی با این معنی
- t-ratio بهر تي، نسبت تي
- whether or no بهر حال، در همه حال، بهرصورت.
- anyway بهر حال، در هر صورت
- age ratio بهر سني
- critical ratio بهر شاخص
- whomso بهر کسيکه، هرکس که .
- selection ratio بهر گزينش
- sex ratio بهر جنسيت
- activity quotient بهر فعاليت
- probability ratio بهر احتمال
- reading quotient بهر خواندن
- success ratio بهر موفقيت
- whithersoever بهر کجا که
- correlation ratio بهر همبستگي
- much as بهر اندازه که، حتي اگر، با اينکه .
- likelihood ratio بهر درست نمايي
- discomfort-relief ratio بهر راحتي - ناراحتي
- f-ratio بهر اف (در تحليل پراکنش)
- student t تي استودنت (بهر تي در آمار)
- probabiliorism عقيده باينکه بهر طرف بيشتر احتمال درستي، دارد بايد روي اورد
- inch اينچ، بهر، بند شست
- whomever هرکسيرا که، بهر کس که .
- whencesoever از هرجا که باشد، از هرجا، بهر دليل
- accost مخاطب ساختن، مواجه شدن(با)، نزديک شدن(بهر منظوري)