بهم زننده معنی انگلیسی stirrer واژههای انگلیسی با این معنی mutinying بهم زننده، منقلب کننده، دل بهم زدن revolting بهم زننده، منقلب کننده، دل بهم زدن tickler غلغلک دهنده، بهم زننده، تحريک کننده قمقمه کوچک. dasher ادم خودنما، بهم زننده، بهم زني broiler جوشاننده، پزنده، بهم زننده puddler گل ساز، اسباب براي اميختن گل رس و ماسه، بهم زننده