بهینه
معنی انگلیسی
best optimal optimum
واژههای انگلیسی با این معنی
- optimum بهينه، مقدار مطلوب، حالت مطلوب
- optimized بهينه، بهينه شده .
- optimum moisture نم بهينه، رطوبت بهينه، رطوبت مناسب
- optimal level سطح بهينه
- optimization بهينه سازي، بدست آوردن حد مطلوب
- nonlinear optimization بهينه سازي، غير خطي.
- optimalization بهينه کردن
- optimum temperature دماي بهينه
- optimal distribution توزيع بهينه، توزيع ايده آل
- optimum output توليد بهينه، توليد مطلوب
- optimum value مقدار بهينه
- pareto optimality بهينه پاراتو، حد مطلوب پاراتو وضعيتي، که در آن نتوان رفاه يک فرد را افزايش
- optimum code برنامه بهينه، دستورالعمل هاي بهينه .
- optimal solution راه حل بهينه، راه حل مطلوب
- optimal performance کارکرد بهينه
- optimized code برنامه بهينه
- disk optimizer بهينه ساز ديسک
- linear optimization بهينه سازي خطي
- suboptimization بهينه سازي فرعي
- optimal planning برنامه ريزي بهينه، برنامه ريزي مطلوب
- optimal recalculation محاسبه مجدد بهينه
- optimum tree search جستجوي بهينه درخت
- optimum programming برنامه نويسي بهينه
- unconstrained optimization بهينه سازي بدون قيد، بهينه سازي بدون محدوديت