بود
معنی انگلیسی
being
واژههای انگلیسی با این معنی
- was بود.
- twas آن بود
- twere آن بود
- inhabitance بود باش، مسکن، سکني
- bode's relation رابطه بود
- noumenon بود (ذات)
- danger was imminent خطر نزديک بود، خطر تهيد ميکرد
- dwelt ساکن بود (ياشد)، منزل داشت، منزل کرد
- silence prevailed سکوت حکم فرما بود
- inhabitiveness ميل طبيعي انسان به بود باش
- Hebe الهه جوني که ساقي خدايان بود
- adonic جوان زيبايي که معشوق ونوس بود، معشوق دلارام، گل الاله
- once famous belief عقيده اي که يک وقت متداول بود
- centaur اسبي که از کمر به بالا ادم بود
- nickelodeon سينما که وروديه ي آن پنج سنت بود، جعبه ي موسيقي يا گرامافون پولي
- pottle پيمانه اي که برابربا نيم گالن بود، رطل يکمني، تفت
- paradox گفته مهمل نماکه توان بود درست باشد، گفته متناقص، چرند
- centumvir عضومحکمه کشوري که مرکب ازصد تن بود
- bezant سکه ي طلا که در قسطنتنيه رايج بود .
- labarum پرچم قستنطين که نشان نصارا برآن بود
- virtual temperature دمايي که ذره اي از هوا دارا خواهد بود، اگر فاقد بخار آب باشد
- antaeus پهلوان غول اساي ليبي که پسر زمين بود.
- griffon شيردال:جانوري که نيمي شيرونيمي دال بود، يکجورلاشخور
- basilisk اژدهاي افسانه اي که دم ونگاهش کشنده بود، شاه اژدر، يک جورسوسمارامريکايي