بچه شیطان معنی انگلیسی enfant terrible imp urchin واژههای انگلیسی با این معنی imp بچه شيطان، جني کوچک، بچه شيطان devilkin بچه شيطان، ديوبچه impishly مانند بچه شيطان urchin بچه بد ذات، بچه شيطان، جوانک puck جني، بچه شيطان tyke ادم خام دست، بچه شيطان وموذي، طفل. puckish شيطنت اميز، در خور جني يا بچه شيطان elf جني، گورزاد، ادم کوتوله elves جني، گورزاد، ادم کوتوله monkey بوزينه، ميمون، تير کوب terror ترس زياد، وحشت، کسي يا چيزي که مايه ترس شود pickle ترسي، اب نمک، خيارترشي jackanapes ميمون، بوزينه، جلف rogue آدم رذل، آدم پست فطرت، آدم دغل