بکر معنی انگلیسی ingenious maiden untamed untapped virgin واژههای انگلیسی با این معنی mastermind فکر بکر، داراي نبوغ فکري، ابداع کردن. original soil خاک بکر brainstorm فکر بکر وناگهاني، اشفتگي فکري موقتي. becker's defence دفاع بکر در گامبي شاه شطرنج original ground زمين طبيعي، زمين بکر virgin medium واسطه دست نخورده، رسانه بکر repristinate بصورت اصلي برگرداندن، دوباره بکر کردن. original اصلي، اصل، بکر virgin باکره، دست نخورده، پاکدامن