بی خیالی معنی انگلیسی ease insouciance unconcern واژههای انگلیسی با این معنی fools paradise خوشي بي اساس يا خيالي، الکي خوشي abandon ترك گفتن، واگذار كردن، تسليم شدن insubstantial غير واقعي، خيالي، نا استوار insubstantiality غير واقعي، خيالي، نا استوار chimerical خيالي، ذوقي، هوس باز fickle ناپايدار، بي ثبات، بيقرار