بی دلیل معنی انگلیسی causeless groundless unduly unjustified unprovoked unwarranted wanton واژههای انگلیسی با این معنی reasonless بي جهت، بي دليل ipso dixit گفته محض، گفته بي دليل، گفته استبدادي allege اظهارکردن، (بي دليل) گفتن، تقريرکردن unreasonable نامعقول، ناحساب، بي دليل gratuitous رايگان، مفت، مجاني