دیکشنری فارسی

allege

UKəliːdʒəbl USə'ledʒ

معنی فارسی

اظهارکردن (بي دليل) گفتن تقريرکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ lej´/vt.

(معمولا بدون مدرک و اثبات) اظهار کردن، (حقوق) ادعا کردن، مدعی شدن، تاکید کردن، اقامه کردن

one of the neighbors alleged that Hassan is a spy

یکی از همسایگان ادعا کرد که حسن جاسوس است.

in his defense he alleged temporary insanity

در دفاع از خود مدعی شد که دچار جنون موقت شده است.

(قدیمی) به عنوان مدرک یا مرجع (له یا علیه) رای دادن، نظر دادن

مترادف‌ها

verb active
1. Declare, affirm, assert, aver, predicate, profess, asseverate, maintain, say. See affirm.
2. Adduce, assign, advance, plead, produce, cite, quote, bring forward, lay down.

واژه‌های دیگر با معنی «اظهارکردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن