enouce معنی فارسی اداکردن تلفظ کردن اظهارکردن بيان کردن بصراحت گفتن اعلام کردن. واژههای دیگر با معنی «اداکردن» enounce اداکردن، تلفظ کردن، اظهارکردن ejaculate ازدهان دراوردن، ازدهن پراندن، اداکردن syllable هجا، جز کلمه سيلاب، شمرده اداکردن discharge خالي کردن، درکردن، تهي کردن enunciate اعلام کردن، صريحاگفتن، صراحه اظهارکردن fife ني، ني لبک، ني زن