بی قاعدگی معنی انگلیسی abnormality abnormity irregularity واژههای انگلیسی با این معنی anomalies خلاف قاعده، بي قاعدگي، فرق عادت anomalistic خلاف قاعده، بي قاعدگي، فرق عادت anomalously خلاف قاعده، بي قاعدگي، فرق عادت anomalousness خلاف قاعده، بي قاعدگي، فرق عادت anomaly خلاف قاعده، بي قاعدگي، فرق عادت abnormality نابه هنجاري، بي قاعدگي، وضع غير عادي promiscuity درهم برهمي، اميختگي، اختلاط menstruation خروج طمث، بي نمازي، قاعدگي